یک دنیای قرو و قاطی
اینجا همه چی درهمه
 
 
یکشنبه 10 آذر 1392 :: 23:32 ::  نويسنده : f-z-79

 

فیلم هندی که میگن اینه رقص خنده دار شکلک ها stickman



یکشنبه 10 آذر 1392 :: 22:43 ::  نويسنده : f-z-79

 

نگو اینطوری نیستی چون باورم نمیشهتاب شکلک ها stickman



جمعه 08 آذر 1392 :: 22:35 ::  نويسنده : f-z-79

 

وصیت نامه یک مرد خسیس

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول و داریی زیادی جمع کرده بود، قبل از مرگ به زنش گفت: من می خواهم تمامی اموالم را به آن دنیا ببرم .او از زنش قول گرفت که تمامی پول هایش را به همراهش در تابوت دفن کند.زن نیز قول داد که چنین کند.چند روز بعد مرد خسیس دار فانی را وداع کرد.

زن نیز قول داد که چنین کند. وقتی ماموران کفن و دفن مراسم مخصوص را بجا آوردند و می خواستند تابوت مرد را ببندند و ان را در قبر بگذارند،ناگهان همسرش گفت: صبر کنید. من باید به وصیت شوهر مرحومم عمل کنم.بگذارید من این صندوق را هم در تابوتش بگذارم.دوستان آن مرحوم که از کار همسرش متعجب شده بودند به او گفتند آیا واقعا حماقت کردی و به وصیت آن مرحوم عمل کردی؟زن گفت: من نمی توانستم بر خلاف قولم عمل کنم. همسرم از من خواسته بود که تمامی دارایی اش را در تابوتش بگذارم و من نیز چنین کردم.

البته من تمامی دارایی هایش را جمع کردم و وجه آن را در حساب بانکی خودم ذخیره کردم.در مقابل چکی به همان مبلغ در وجه شوهرم نوشتم و آن را در تابوتش گذاشتم، تا اگر توانست آن را وصول کرده و تمامی مبلغ آن را خرج کند !!!

 



جمعه 08 آذر 1392 :: 12:18 ::  نويسنده : f-z-79

زیرنویس های بامزه فارسی فیلم هازیرنویس های بامزه فارسی فیلم هازیرنویس های بامزه فارسی فیلم هازیرنویس های بامزه فارسی فیلم هازیرنویس های بامزه فارسی فیلم هازیرنویس های بامزه فارسی فیلم هازیرنویس های بامزه فارسی فیلم هازیرنویس های بامزه فارسی فیلم هازیرنویس های بامزه فارسی فیلم هازیرنویس های بامزه فارسی فیلم هازیرنویس های بامزه فارسی فیلم هازیرنویس های بامزه فارسی فیلم ها

 

 

نظر فراموش نشه

زیرنویس های بامزه فارسی فیلم ها

 



جمعه 08 آذر 1392 :: 11:45 ::  نويسنده : f-z-79

 معلوم نیس چه سریه که نصف مردم ایران در تلاشند  که برنج را با کبابشون تموم بشه 

فهمیدین به ام هم خبر بدین 



پنج‌شنبه 07 آذر 1392 :: 23:36 ::  نويسنده : f-z-79

 خعلی باحالللللللللللللللللله بخونو بخند فقط یکم زیادددددددددددهVBIran Pro



از رفتگر محله عیدی بگیرید.



گربه تون رو مدام از پشت بام به پایین پرت کنید تا پرواز کردن یاد بگیره.



سی دی قفل دار رو بشکنین تا قفلش باز بشه.



جوراب های کثیف رو به پره های پنکه ببندید و پنکه را روشن کنید.



با هندوانه یه قل دو قل بازی کنین !



به دوست دکترتون بگین : مرض جدید چی داری ؟ !



به عنوان آخرین نفر در صندوق رأی حضور پیدا کنید و یک کبریت افروخته داخلش بیندازید.



نصف شب زنگ بزنید به اورژانس و بگویید : من مرض دارم ، بیاین منو ببرید !



روز بازی پرسپولیس با استقلال ، وسط تماشاچی ها بنشینید و با صدای بلند ، ابومسلم را تشویق کنید !



هفت تیری بذارید رو شقیقه راننده مترو و بگید یالا برو دبی .


پیراهن را روی کت بپوشید.


دقت کنید وقتی در مهمونی براتون نوشیدنی آوردند همه را اندازه بگیرید و بزرگترین رو انتخاب کنید تا کلاه سرتون نره.



ماست را با چنگال بخورید.



با موتور گازی تک جفپا رو زین بزنید !



زنگ در خونه ها رو بزنین بعد وایسین ببینید چی میشه.



سر جلسه کنکور بهترین وقت برای تخمه شکستنه.



برای روز اول دانشگاه روپوش مدرسه بپوشید و کیف جومونگ به پشتتون آویزان کنید
.

سرتون رو به جای شامپو با سنگ پا بشورین تا خوب تمیز بشه.



جزوه های کلاسیتون رو با دوات و قلم نی بنویسید.



شب سال نو موهایتان را بفروشید و برای نامزدتان بند ساعت بخرید.



ریشتان را آتش بزنید تا کوتاه شود.



داخل خیابان بلندگو دستی بگیرید و بگید“پژو بزن کنار وگرنه گازت می گیرم”



دم در ورودی دانشگاه چند قالب صابون بذارید.



جهت اعتراض به استادی که شما رو انداخته کتابشو آتیش بزنید.



توی رستوران های کلاس ته بشقابتون رو لیس بزنید .

توی عروسی کراوات مهمونها رو با قیچی ببرید و در برید

۱۰۰ تا قرص ویتامین c بخورید و بگید خود کشی کردم

روی پیشونیتون خالکوبی کنید : جای مهر

وقتی رئیستون حرف با مزه ای زد بزنید پس کله اش و بلند بلند بخندید


دست بکنید توی دماغتون و بمالید به شیشه تلویزیون

به نوزادهای فامیل یه تیکه جوجه کباب تپل بدید

محض شوخی سیگار رو روی دست رفیقتون خاموش کنید

تو خیابون داد بزنید : هی خره ! بعد هر کی برگشت بهش بگید مگه به خودت شک داری

وقتی توی فضایی فقط دو نفر هستید خودتون رو راحت کنید و جهت رد گم کردن به اطراف نگاه کنید

دست کوری که می خواد از خیابون رد بشه رو بگیرید و ببرید وسط اتوبان ولش کنید

تو مترو محکم بزنید پس گردن بغلیتون و بعد که برگشت بلند بزنید زیر خنده

با دیدن یه خانم حامله بهش گیر بدید که یک دقیقه بچه اش رو دربیاره تا ببینیدش

با دیدن دخترهای خوشگل مدام عق بزنید

کمربندتون رو به عنوان دم پشتتون وصل کنید و برید تو جامعه بچرخید

از قصد تصادف کنید

تو یه برج بیست طبقه تو آسانسور بمونید و هی برید طبقه ۲۰ و برگردید پایین

اگه پلیس مدارک ماشین رو خواست تحویلش بدید و بپرید برید سوار ماشینش بشید و در برید

موقع قرار با دوست دخترتون پیاز بخورید و هی برید تو صورتش بگید : امروز چقدر ماه شدی

از پیف پاف به جای عطر استفاده کنید

تو آفتابه توالت عمومی جوهر نمک بریزید

با فرچه توالت خونه تون مسواک بزنید…VBIran Pro

عشقتان را با کش به خود ببندید تا هر وقت فرار کرد دوباره برگردد

وقتی با کسی مشغول صحبت هستید آدامستان را در آورده و به دماقش بچسبانید

روی زمین صاف مدام زمین بخورید

از نرده پله های محل کارتان سر بخورید

یک ماه مسواک نزنید تا دهانتان بوی سگ مرده بدهد

به جای جوراب دستکش پایتان کنید و صندل لا انگشتی بپوشید

روی زیر شلواری راه راه کمربند ببندید


به خودتان لاستیکی ببندید

شبها هنگام خواب پستانک مک بزنید

هر کسی که توی خیابان دولا شد روی پشتش بپرید و هی هی کنید

علف بخورید

چای را توی نعلبکی ریخته و دراز بکشید و آنرا هورت بکشید

توی گرمای تابستان پالتو بپوشید و از سرما بلرزید

از پشت شیشه ماشین برای همه بیخود و بی جهت شکلک در بیاورید

توی مراسم ختم بپرید وسط و برقصید

پوست موز را بخورید و تویش را دور بیاندازید

توی جلسات مهم آدامستان را باد کرده و بترکانید

در جشن تولدهای کودکان فامیل دوره بیافتید و هر چه بادکنک می بینیدبترکانید

خلطتان را بالا کشیده و قورت دهید

نان بربری را لای نان باگت گذاشته و با لذت گاز بزنید

روی قرمه سبزی سس قرمز بریزید و پنیر رنده کنید

برای پرنده ها به جای دانه خرده سنگ بپاشید و به ریششان بخندید

توی تنگ ماهی الکل بریزید تا ماهی ها بیخیال گربه شوند
..
.

 



پنج‌شنبه 07 آذر 1392 :: 22:36 ::  نويسنده : f-z-79

 

داستان خنده دار -20 سال پیش

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت.

شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و

اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد …

 

در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید: چی‌ شده عزیزم که این موقع شب اینجا نشستی؟!

شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:

هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم. یادته ؟!

زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت:

آره یادمه.شوهرش ادامه داد: یادته پدرت که فکر می‌کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد؟!

زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می‌نشست گفت: آره یادمه، انگار دیروز بود!

مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد: یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت:

یا با دختر من ازدواج می‌کنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری؟!

زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و…!

مرد نتوانست جلوی گریه‌اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می‌شدم !!!

By: تكدونه پسر

سایت تفریحی سرگرمی

 






پنج‌شنبه 07 آذر 1392 :: 22:19 ::  نويسنده : f-z-79

 rahafun.com chistanhaye tanz1 11 معمای طنز



چهارشنبه 06 آذر 1392 :: 23:38 ::  نويسنده : f-z-79

 

دلم به حال مامان بچه ها میسوزه

 



سه‌شنبه 05 آذر 1392 :: 14:24 ::  نويسنده : f-z-79

من در سایت های مختلفی عضو هستم 

1- چیتوزیا : یک بازی آنلاین کم ضحمت که به اسم .ـــ نخودی ـــ. اونجا هستم

2- گرز: یک بازی آنلاین که بهتر از آن ندیدم  که به اسم آبنبات در سرزمین 2 آنجا هستم

3- لنزور: هرچی باشه از اون که نمی شه گزشت من اونجا هم نخودی هستم

4- آپارات : درآپارات هم با اسم کرتنی در خدمدتونم

خب فکر کرنم بسه اما همش این نیستااااا شما کجایین ؟؟؟

 



درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید اینجا جایی است برای دخترا هرچی می خواین بهم بگین تا براتون بگذارم از نمونه سوال دبستان گرفته تا دانلود فیلم پس تعارفو بزارین کنار
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
 
 
 

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا